وقتی به خودمان اجازه می دهیم تسلیم جزر و مد و طوفان های زندگی شویم و برای دیدن و تجزیه و تحلیل “چرا” چیزها یک قدم به عقب برنمی گذاریم، فرصت خود را برای اعمال بصیرت و شعله ور کردن “ایمان” و قدرتی که فقط در این زمان های سخت و چالش برانگیز ما را حفظ نمی کند، از دست خواهیم داد. بلکه برای حمایت از ما در تجلی انفجار نور، خوبی و زیبایی بیان روح ما. ما باید درک کنیم که “ترس” خلأ تجربه بزرگی چیزی است که “روح بزرگ” از ما می خواهد ببینیم و مراقبت خود را به عهده بگیریم. “ترس” عنصر منفی است که ما را از باران دادن به جهان با عناصری از اینکه ما چه کسی هستیم باز می دارد که مقدر است آگاهی بشریت را تغییر دهد. “ترس” ما را از خودمان خارج می کند و سعی می کند امکانات “عظمت” را که در درون هر یک از ما نهفته است از ما بگیرد. ما باید به جایی در تکامل خود برسیم که به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته باشیم که در دسته “قربانی” قرار نگیریم و اجازه ندهیم آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد دیکته کند که ما چه کسی هستیم، چگونه احساس می کنیم که می تواند به احساس پرانرژی ارتعاشات مثبت ما آسیب برساند یا کوتاه کند.
ما ناتوان نیستیم. هیچ نمی تواند ما را وادار کند که فکر کنیم یا احساس کنیم که ما ناتوان هستیم و هر کسی یا هر شرایطی می تواند ما را از “الوهیت” یا “هدف الهی” خود عقب نشینی کند. ما به عنوان مخلوقات “روح بزرگ” که در هر یک از روح ما ساکن هستیم، فراتر از هر معیار یا تخیل انسانی قدرتمند هستیم. ما حتی به عنوان یک جمعی هرگز از پتانسیل کامل خود استفاده نکرده ایم. ما شاهد افرادی بوده ایم که سعی کرده اند خود را به عنوان قدرتمند پنهان کنند، اما وقتی از قدرت و نبوغ خود برای کارهایی استفاده می کنند که در طراحی انجام کارهای خیر و حمایت از رفاه بشریت نیستند، در سطح معنوی پایدار نیست و مجازات و شکست از نوعی معمولا برای تعادل ترازوی عدالت ظاهر می شود. ما در خلقت اصلی خود به طور هدفمند مهم، منحصر به فرد و الهی هستیم، اما تا زمانی که به عنوان یک بشریت جمعی در یک رابطه عاشقانه و عادلانه متحد نشویم ، هرگز قادر به شرکت در “شکوه و زیبایی آنچه برای ما آفریده و طراحی شده است” نخواهیم بود. با تخیل و نبوغ بی نهایت “روح بزرگ” و ثروت نامحدود اسرار است که جهان در اختیار دارد که گنجینه هایی برای روشنگری و تکامل بشریت ما هستند.
ما باید کاری انجام دهیم! اول، ما باید سر خودمان را درست کنیم. ما باید روی افزایش آگاهی خود از اینکه چه کسی در رابطه با “روح بزرگ” و جهان هستیم کار کنیم. چرا? زیرا اینها عناصر وجود ما هستند. ثانیا، ما باید یک تمرین آیینی را توسعه دهیم که در آن به درون می رویم و از این واقعیت به فضای آسمانی می رویم که در آن می توانیم با خود و “روح بزرگ” خود ارتباط برقرار کنیم. ما باید “زمان در” داشته باشیم. اگر برای مراقبت از خود وقت نگذاریم، نمی توانیم زنده بمانیم! ما باید وقت داشته باشیم تا با “روح بزرگ” تماس بگیریم تا مطمئن شویم که تکالیف روزانه خود را می دانیم. ما وقت نداریم که بی هدف دست و پا بزنیم. یک نقشه راه و یک برنامه زمانی وجود دارد که ما را از نظر جسمی، عاطفی و معنوی در مسیر و در یک فضای خوب نگه می دارد. امیدوارم این شما را خسته کننده نباشد و امیدوارم احساس نکنید که قبلا همه اینها را شنیده اید، اما این وظیفه به من داده شده است تا این افکار را به اشتراک بگذارم تا بدانید مهم نیست که ما در جنونی که سعی در فرا گرفتن دنیای ما دارد، با چه چیزی روبرو هستیم، همه چیز از دست رفته و از کنترل خارج نشده است. بدانید که حتی زمانی که به نظر می رسد برخی از ما در خارج از بدن آنها عمل می کنیم، مانند بزرگان که می گویید: “او باید از ذهنش خارج شده باشد”، یا “او در بدنش نیست”، یا “او خودش را بو می کند و باید بر خودش غلبه کند”، “خواهر عدالت کارماتیک فرستاده می شود تا ترازو عدالت را متعادل کند و همه چیز را به “نظم درست الهی” بازگرداند.
روز پر برکت و مبارکی داشته باشید.
همانطور که نوه من باعث می شود در مراسم تماس و پاسخ خود در زمان مهلت شام بگوییم-
پاسخ “خدا خوب است” – “همیشه
“خدا خوب است”. پاسخ- “در زمان او”
پاسخ “خدا خوب است” – “درست به موقع”!
“ایمان” خود را تمرین کنید و از دام “ترس” بمانید.

Leave a comment